سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

497

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

حق عطا كرده است طفل سعيد * اسم او مخبر از سه‌تا معصوم سال تاريخ مولدش گفتم * نورس گلستان ورع و علوم چون مفتى نام او را سيد محمد على حسن انتخاب كرده بود ، بنابراين به سه معصوم اشاره كرده است . شعر ديگرى هم سروده است : سيد پاك كه نجم الحسن است * نور عين و ثمر قلب من است حق عطا كرد به او طفل جديد * طالعش باد همايون و سعيد شود از اهل كمال اين فرزند * تا همه خلق ازو فيض رسند ماه ذىالحجّه به بست و چارم * شد دوتا عيد براى مردم بلبل خانه به تاريخش گفت * همچو گل در چمن علم شكفت سيد محمد از كودكى به تحصيل علم پرداخت و از لهو و لعب نفرت داشت . وى در مجالس علمى شركت مىكرد و در سن يازده‌سالگى به كمال رسيد به‌طورى كه در منزل مولوى سيد مهدى اديب در جلسه‌اى كه هر پانزده روز يك‌بار منعقد مىشد و بزرگان ادب داد سخن مىدادند شركت مىكرد و قصايدى به زبان عربى مىخواند و شايستگى و فراست خود را در ميان آن جمع به اثبات مىرساند . وى در مدرسهء ناظميه تا دورهء ممتاز الاصول تحصيل نمود و مدتى شرح لمعه و قوانين را تدريس مىكرد . وى فردى متواضع و با تقوا و صبور و ايثارگر و قانع بود و از شهرت و جاه‌طلبى دورى مىجست . در اواخر عمر به ضعف و امراض چشم مبتلا شد ولى بازهم دست از تعليم و تدريس برنداشت . سرانجام براثر شدت بيمارى در 2 جمادى الاول 1337 ه ق در لكنهو درگذشت و در حسينيهء غفران مآب به خاك سپرده شد . مؤلف تذكرهء بىبها قطعهء زير را دربارهء او سروده است : چون سيد محمد اديب سخنور * به جنت روان شد رضيا كريما ز دنياى دون رخت بربست فورا * چو بهر سفر از خدا يافت ايما بها و ضياى جنان شد دو بالا * ز نور و تجلاى آن ماه‌سيما پى سال تاريخ رضوان جنت * ندا زد ، لقد فاز فوزا عظيما ( 1337 ه ق )